|
شاید زندگی ان جشنی نباشد که ارزویش را داشتین اما حالا که دعوت شدی تا میتوانی زیب
|
جشن تولد مرگمو برات زیره اب میگیرم چشمامو بی رویا میبندم یه عاشق بی ساحل چه تنها تو دریا میسوزه ممیرمو میمیرم و اسوده میشم از عشق میمیرمو میسوزم از عشق
باز یاد تو در این غمکده میهمانم کرد![]()
ای عشق من تنهام نذار توکه میدونی چه بی رحمه زمونه غم دنیا تو چشامه تو کجاو اون روزایه اشنایی کجا باورم نیست خوابم انگار دیگه دستات مرحم دستای من نیست چه غریبی وقت رفتن بی تو این دنیا جای عاشق شدن نیست گفتم از من باوفاتر گفتی اما دل عاشقت نیست گفتم از تو یادگاری گفتی افسوس عشق تو شقایقت نیست بیا مژدهی شادی اوریم داد از این دل این غریبه هم خون من نیست نمی تونم بپذیرم جرم این دل تنها شدن نیست داغ این عشق تا قیامت مث یادش درمان من نیست.
از داغ غم مستم دشمن می پرستم![]()
با بهاری که مرا نیست دلم میخواهد گل فراوان خندد ابر غزلخوان باشد چتر بردار به دیدارم اگر می ایی پیش بینی من از فردا باران باشد.
شبا وقتی میخوام سرمو بذارم زمین بخوابم تمام بدبختیام میاد جلو چشمم خیلی دوس دارم بمیرمو دیگه فردایی دیگه و شبی نباشه که خاطرات بدم و بهم یاد اوری کنه .دیشب چادر سفید نماز مادرمو با قران و مهر و تسبیحش بر داشتم دو رکعت نماز حاجت خوندم و سوره توبه رو خوندم تا از خدا طلب بخشش کنم نمیدونم قبول میکنه یا نه.امروزم میرم مسجد .خدایا به حق ابروی فاطمه زهرا کمکم کن.